انسان چه این "بلَی" را آسان گرفته بود
غزلی از حسن بیاتانی و نقد کلی استاد سید مهدی حسینی
شش روز بعد، همهمه پایان گرفته بود
در خاک، حسّ شعله وری جان گرفته بود
باغ و بهار، آب روان، سایه ی بهشت...
اما هنوز هم دل انسان گرفته بود
آدم گناه داشت که بیرون شد از بهشت
عشق تو بود؛ حالت عصیان گرفته بود
پرسید نام کیست خدایا؟... که اینچنین...
این سرزمین کجاست؟... وَ باران گرفته بود
باران گرفته بود و سواری که غرق اشک
چیزی شبیه مشک به دندان گرفته بود
رعدی و بعد... وَ جُمِعَ الشّمسُ و القَمَر
کشتی شکسته بود... وَ توفان گرفته بود...
دارم به عهد روز ازل فکر می کنم
انسان چه این "بلَی" را آسان گرفته بود
حالا رسیده بود به گودال قتلگاه
خورشید، زیر پای سواران گرفته بود
بار جهان به روی زمین مانده بود و عشق
از کودکان قافله پیمان گرفته بود
خون موج می زد از دل گودال و ساربان
در مشت خود، نگین سلیمان گرفته بود
آهی کشید آدم، در روضة الحسین
عالم شمیم روضه ی رضوان گرفته بود
....
باران...
سه شنبه...
مسجد سهله...
دم غروب...
دارم به بوی پیرهنت فکر می کنم
1.
از مهمترین و برجسته ترین مشخصه های یک شعر خوب، اختصاص سهم بالایی از رمزگشایی شعر به مخاطب است؛ به عبارت دیگر؛ شاعر با حذف رابطه های کلامی به مخاطب خود، اعتماد می کند و به جای پرکردن حفره های معنایی با توضیحات؛ بار دریافت مفاهیم و درک هنری را به دوش مخاطب می گذارد و او را در لذت کشف های شاعرانه با خود سهیم می کند.
2.
از شگردهای بیانی تأثیرگذار در شعر، دو شیوه ی "وصف" و "روایت هنری" است و "اگر" شاعر بتواند از این دو هنر بیانی به خوبی بهره گیرد؛ در تمایز کلام خود با دیگر شاعران گام بلندی برداشته است.
روایت هنری، شعر را به مرز بیان داستانی نزدیک می کند و عناصری چون "وصف"،"شخصیت پردازی"،"لحن"و"تعلیق" که از بایسته های کار داستانی است، نقش فعالی در شعر می یابد.
اما "وصف"، در این میان خود قصه ای دیگر دارد و حتی می تواند به تنهایی بار روایت هنری شعر را به دوش کشد.
آن چه در این میان مهم است، وجود شکل ذهنی و استراتژی از پیش تعیین شده-اگر تعبیر ذوق پسندی باشد- در ذهن شاعر است. در این حالت ابتدا سیر تطوّر شعر، در ذهن شاعر مرور می شود و سپس در شعر نمود می یابد.
3.
از "آنِ" شعر، زیاد خوانده یا شنیده ایم. با توضیحاتی که گذشت، می توان حدس زد و دریافت که "آن" در این شعر، مجموعه ای است از روایت هنری، بهره گیری شعر از شکل ذهنی تطور یافته در ذهن شاعر، توجه به مخاطب و سهیم کردن او در کشف هنری( بی آنکه از تلمیحات و توضیحات مستقیم بهره برده باشید) با وجود زبان ساده و صمیمی.
به همین دلیل است که از میان اشعار فراوانی که در حوزه ی شعر ولایی شنیده و خوانده ایم، این شعر در ذهن ما تشخّص یافتنی خواهد بود.
4.
تجدیدنظر در پایان بندی بهتر شعر(از نظر فرم)، تدوین بهتر ابیات(جابه جایی برخی ابیات) و تغییر چند ترکیب مثل:"حس شعله ور" می تواند این شعر را کمال بخشد.
سید مهدی حسینی